مهمانی عمه زهره
سلام
ديروز ظهر رفتم خونه عمه زهره ام راستي غذاهاي خوشمزه اي هم درست كرده بودند البته من كه نميتونستم بخورم راستي
قراره تو هفته آينده برم ديدن دايي ام . مامانم با زن دايي ام هماهنگ كرده كه بريم
راستي يه خبر خوب ديگه هم دارم .... ديشب موفق شدم برم حموم ... كيف كردم ... بعدش هم تا ديروقت بيدار بودم ..
همينطوري در و ديوار را نگاه ميكردم و تلويزيون ميديدم و .............
جديدا هم يه شعر حفظ شدم براتون ميگم :
اااا اااا اااا اااا اااا اااا اااا اااا
دددد دددد دددد دددددد
اين شعر از خودم بود ببخشيد كم بود اميدوارم خوشتون اومده باشه
خدانگهدار تا بعد...![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

مهمانی عمه زهره
